فصل 4 - تغییر نگرشها

فصل 4

تغییر نگرشها

تعریف نگرش:

نگرش عبارت است از یک حالت عاطفی مثبت یا منفی نسبت به یک پدیده است که دو بعد دارد: 1- شناختی 2- رفتاری

1- شناختی: از طریق باورها (یعنی اعتقاد به یک موضوع) فرد تجلی می‌کند.

2- رفتاری: نگرش به هدف تأکید می‌کند.

باورها سه ریشه اصلی دارند که عبارتند از 1- تجربه شخصی 2- اطلاعات حاصل از دیگران 3- استنتاج

 

تغییر نگرش با شرطی شدن کلاسیک و شرطی شدن کنشگر

در شرطی شدن کلاسیک فرد هیچ فعالیتی نسبت به کار خود نشان نمی‌دهد و پاداش می‌گیرد اما در کنشگر فرد در کار خود فعالیت نشان می‌دهد و پاداش می‌گیرد.

هاولند برای پردازش پیام و تغییر نگرش سه مرحله را به وجود آورده است: 1- دقت 2- فهم 3- پذیرش

 

اعتبار: آیا می‌توان به منبع پیام اعتماد کرد؟

در رابطه با این موضوع به دو عامل مورد بحث قرار می‌گیرد:

1- صلاحیت 2- قصد قانع کردن

1- برای صلاحیت معمولاً قدرت قانع کنندگی وجود د ارد.

2- اما زمانی که قصد منبع آشکار می‌شود اعتبار منبع کاهش می‌یابد.

زمانی که پیام یک منبعی نسبت به منبع یگر استقبال نمی‌شود یا زمانی که افراد دوست ندارند عقایدشان تغییر کنند و یا اینکه آزادیشان به خطر بیفتد منبع پیام کاهش پیدا می‌کند.

منبع پیام محدودیت دارد که به خاطر عواملی از جمله: 1- شنونده‌ای که کاملاً درگیر نشده است 2- شنونده‌ای که به موضوع توجه جدی ندارد. 3- خیلی تحت تأثیر قدرت پیام قرار نمی‌گیرد

 

متقاعد کردن یا به هیجان درآوردن

بعضی از افراد به علت تحصیلات کمتر، با موضوع مورد بحث آشنا نیستند و زودتر دچار پیامهای هیجانی می‌شوند.ولی در مقابل کسانی که موضوع را خوب می‌شناسند  مورد تبلیغ قرار می‌گیرند و با شنیدن دلایل آن را قبول می‌کنند.

 

تکرار پیام

اگر پیام بیش از چند بار تکرار شود باعث می‌شود که:

1- کسالت آور شود 2- شنونده را به انکار درمی‌آورد 3- به شنونده فرصتی می‌دهد تا درباره دلایلی که پیام ارائه می‌دهد فکر کند.

 

اثر محدودتر از آنچه فکر می‌کنیم:

پژوهشگران درباره وسایل ارتباطی الکترونیک تردید دارند. به خاطر اینکه طبق بررسی‌ها بیشترین طرفداران تلویریون، کودکان و نوجوانان و طبقات پایین اجتماع هستند چون این وسیله را صرفاً برای سرگرمی استفاده می‌کنند نه وسیله‌ای که از آن اطلاعات علمی و سیاسی بدست آورند.

 

تعادل

اگر بین دو شخص همفکری باشد و در انجام کارها با هم تفاهم داشته باشند و از همه مهم‌تر آن دو شخص محبت خاصی نسبت به یکدیگر داشته باشند را نظریه تعادل به وجود می‌آورند.

 

نظریه ادراک از خود:

ما با همان شیوه‌ای که دیگران را مشاهده می‌کنیم خودمان را نیز مورد مشاهده قرار می‌دهیم.

دو نظریه در این رابطه توافق دارند: 1- برای تصمیم‌گیری، اگر در خلاف جهت اعتقادات خود عمل کنیم، احساس ناراحتی خواهیم کرد. 2- وقتی نمی‌توانیم رفتار را با عوامل بیرونی توجیه کنیم قوانین اسناد موجب می‌شود که در درون خود به دنبال علتهای آن بگردیم.

 

آیا می‌توان رفتار را از روی نگرش‌ها پیش بینی کرد؟

در مجموع، نگرش‌ها رفتار را تعیین می‌کنند اما بم بر خلاف آن عمل می‌کنند. به همین علت رابطه نگرشها و رفتارها مستقیم نیستند. پس نمی‌توان نگرشها را در روی رفتارها پیش بینی کرد.


سید حسین گل محمد ; ۳:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠