فصل هفتم - روابط متقابل اشخاص

فصل هفتم

روابط متقابل اشخاص:

ما در روابط متقابل کارهایی است که باید به آنها اهمیت بدهیم مثل: ارتباط برقرار کردن با دیگران، روابط صمیمی، جذابیت ما برای دیگران.

 

پیوندجویی؛ چرا با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم:

علت ارتباط ما با دیگران این است که: 1- امنیت لازم را در زندگی فراهم کنیم 2- در زندگی به ما نشان می‌دهد که ما وجود داریم و چه شخصیتی هستیم 3- اگر به مشکل برخوردیم کسی به داد ما برسد.

 

عوامل تعیین کننده جاذبه:

وقتی از کسی می‌پرسیم چرا فلانی جذاب است می‌گوید به خاطر رفتار خوبش یا خوش رو بودنش که برمی‌گردد به نفوذ موقعیت. ولی زمانی که دو نفر دائم با هم در رفت و آمد هستند همدیگر را زیادی ببینند اینان در موقعیت مجاورت قرار می‌گیرند. اما موقعی که دو دوست داریم و یک دوست جدید وارد گروه دوستان ما می‌شود نسبت به او آشنایی پیدا می‌کنیم.

 

زیبایی جسمی:

زیبایی جسمی بر این است که اگر کسی دفعه اول می‌خواهد با کسی دیگر آشنا شود و او را قبول کند از روی شکل و شمایل طرف او را می‌پذیرد و بعد از مطمئن شدن شکل و اندام او، به سراغ طرز فکر او و مثبت فکر کردن او می‌رود.

 

ضرر زیبایی:

اگر ما به دنبال دوست زیبایی هستیم باید به همه کارهای او آگاه باشیم چرا که برخی از افراد زیبا در صورت زیبا بودن اما خودخواه، حسود و پراضطراب هستند.

 

انتخاب همسر:

در انتخاب همسر باید دقت کرد که چه شخصیت‌هایی به درد می‌خورند و باید دنبال کسانی رفت که از نظر جسمی، فکری، زیبایی با طرف مقابل شباهت داشته باشد.

مکمل بودن:

در مکمل بودن به دنبال شخصی می‌رویم که خاصیت خودمان را نداشته باشد. مثال: اینکه دوست عزیزی داریم و نمی‌خواهیم  در کارهای مهم خود وارد شود.

 

گسترش روابط صمیمی:

می‌توانیم این طور توضیح دهیم که برای گسترش روابط صمیمی باید:

1-    رابطه برقرار کنیم

2-    دو طرف مطمئن بشوند که هدف آنها در زندگی شبیه هم هستند.

3-    در هر یک از دو طرف نقش خود را در زندگی به طور کامل ارائه می‌دهند.

 

رفتار گرایی و تبادل اجتماعی:

در رفتارگرایی هم رابطه هست و هم احساسات که این دو با هم وابسته‌اند. وقتی که شخصی را دوست داریم صرفاً به این علت است که از داشتن تعامل با او لذت می بریم.

اگر می‌خواهیم در زندگیمان لذت ببریم باید یکسری هزینه‌هایی مثل محبت و رابطه خوب بکنیم زمانی که این هزینه‌ها سوددهی خوبی داشت زندگی دلچسب می‌شود ولی اگر سوددهی پایین آمد با توجه به هزینه کردن زندگی برعکس می‌شود.

 

دوعامل تشکیل دهنده عشق: 1- عشق عاطفی و 2- عشق هوسی

1-  عاطفی: مشخص می‌کند که یک زن و شوهر نسبت به هم احترام می‌کنند، شخصیت قائل می‌شوند و یکدیگر را دوست دارند.

2-   هوسی: در این نوع عشف طرف احساس اضطراب می‌کند و می‌خواهد فقط برای طرف دوم کار کند.

 

نظریه مثلث اشترنبرگ:

ایشان در عشق سه نظریه گفته‌اند:

1-   صمیمیت: فرد نسبت به طرف مقابل احساس نزدیکی دارد.

2-   هوس: به اندام و جسم دلالت دارد.

3-   تعهد: برای اینکه فرد بتواند رابطه خود را با طرف مقابل ادامه دهد.

 

تنهایی: معنای خوبی ندارد و هنگام روبرو شدن با آن حس بدی به انسان دست می‌دهد و آدم را گوشه‌گیر، بی‌حوصله می‌کند. تنهایی در سنین بین 18 تا 25 سالگی اتفاق می‌افتد و هر چه سن بالاتر برود به حالت معکوس برمی‌گردد.

سید حسین گل محمد ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ،۱۳٩٠